امروز آخرین روز از اردیبهشت ماه است. من در دوماه گذشته هر روز در وبلاگم یکمتن نوشته ام. فارغ از اینکه آیا خواننده، داشته باشد یا نه.
تجربه متفاوتی از نگارش پیدا کرده ام. من هر روز سفری به درون ذهنم میکنم.
آنچه مطلب هر روز است خودش در صفحه جا می گیرد. شاید فکر کنید، این خیال مناست. اما به تجربه من این واقعیتی است که فقط با نوشتن می توان به آن رسید.
روزها میشود که با یک موضوع شروع میشود و در وسط راه نوشتن ، تعییر اتفاق می افتد و موضوع دیگری روی صفحه می آید و تا پایان نگارش به انسجام می رسد. که در تصحیح متن، قبل از ارسال، آن را حذف میکنم.
گاهی از شروع تا پایان، چندین مطلب می نویسم. در دوباره خوانی میبینم، چقدر پرت و پلا نوشته ام و فقط یک موضوع از آن را می توانم با کمی پرداخت به سرانجام برسانم. در نتیجه همین کار را میکنم.
نکته جالب دیگر این است که عادت کرده ام گاهی می نشینم و یکی از نوشته های قبل خودم را انتخاب می کنم و میخوانم. آن مطلب آنقدر برایم تازگی دارد که گاهی ذوق در دلم ایجاد میشود. گاهی می بینمکه نیاز به تصحیح دارد آن را تصحیح می کنم.
در هر حال خوشحالم که انقدر به تجربه باز هستم.
امید وارم هر زمان که کسی به منافتخار خواندن مطلبم را می دهد. چند خطی نیز برایم بنویسد از حسش نسبت به نوشته من ، از کم و کیف مطلبم. از ایرادهای نگارشش، اصلا از هر چه دوست دارد.
من به دیده منت می پذیرم و قدر دان هستم.