این روزها کرونا از خدا هم نزدیکتر شده است. از صبح کهچشم باز میکنیم. به شکلی جلوه گری کرونا رامی بینیم. امروز صبح که بیدار شدم . تا واتس آپم را باز کردم با پیام هشدار خواهرم مواجه شدم که مراقب باش. جایی نرو .چند روز پیش دوست خانوادگی ما به خانه مادر بزرگش رفته است، که چندین نفر از نزدیکان نیز آنجا بوده اند. از آن روز تا الان چند نفر از آن جمع در اثر ابتلا به کرونا فوت کرده اند.
چشمی گفتم و از صفحه اش بیرون آمدم. با خودم گفتم احوالی از نوه دوستم که چند روزی است به دنیا آمده است و دچار زردی شده، در بیمارستان بستری شده بود، بپرسم. یک ویس احوال پرسی گذاشتم. چند دقیقه بعد که دوباره گوشی را دستم گرفتم و وارد صفحه دوستم شدم دیدم چند ویس پشت هم آمده و هنوز دارد ویس می گذارد. شروع به گوش کردن ویسها کردم. و هر لحظه از تعجب چشمانم گشاد و گشادتر میشد. از قضا روزی که نوزاد را از بیمارستان مرخص کردند .پدر که برای آوردن او رفته بوده است. دچار حالتهای سرما خوردگی میشود. چون عروس وپسر ونوزاد به همراه مادر عروس به خانه دوست من میروند و یکی دو روزی می مانند. او شروع به پرستاری از پسر میکند. بعد از یکی دو روز آنها به خانه اشان می روند. وناگاه همه دچار سرما خوردگی و تب می شوند.تا امروز هفت نفر دچار کرونا شده اند و از دیشب نوزاد نیز تب کرده است.
سوال این روزها این است که
چطور می توانیم از خودمان در برابر این بیماری مراقبت کنیم؟
کشوری که از نظر منابع زیر زمینی غنی است و ثروت هنگفتش توسط دزدان خانگی اش سالهاست به تاراج می رود. مردمش از شدت نیاز مالی برای گذران روزشان نمی توانند در خانه بمانند. حتی دولت بی خردش حالا که شروع به واکسناسیونکرده است. واکسن چینی که بدترین واکسن موجود است را وارد کرده است. تزریقش را این روزها آغاز میکند.
فقط امید وارم که ما مردم هشیار شویم و خود را شایسته انتخاب از بین بد وبدتر ندانیم.
برای بهترین ها بایستیم. بین خوب وخوبتر دست به انتخاب بزنیمو خود را لایق خوبتر بدانیم.
تا به زودی شاهد بهره بردن از حق طبیعی خود با شیم.