بعضی از ما وقتی در خواستی از دیگران داریم. انتظار داریم که طرف کار دلخواه ما را انجام بدهد و اگر طرف مخالفت کند او را مورد بی احترامی قرار می دهیم و می گوییم مگر درخواست من چه بود؟ هزینه ی مالی بر فرض برای تو نداشت،
به اینکه چطور یک در خواست را مطرح می کنبم توجه نداریم. وقتی به شخص حق انتخاب میدهیم انتظار نه شنیدن همباید داشته باشیم. این روزها من به دو درخواست مواجه شدم. یک نفر از خودم درخواستی داشت و دیگری از من خواست که شماره ی همراه شخصی را به او بدهم تا پرسشی از او بکند. من دادن شماره را منوط به اجازه خود شخص کردم وشخص مورد نظر نیز گفت کاری که ایشان در موردش می خواهد با من صحبت کند از من بر نمی آید و من اطلاعات لازم و به روز آن کار را ندارم.
در هر دو مورد ، مورد خشم در خواست کننده قرار گرفتم.
واقعیت این است که اکثر درخواستهای ما آلوده به توقع است. ما توقع و توان نه شنیدن نداریم. در نتیجه گویا اختیاری برای دیگران نیز قائل نیستیم. فقط به شکل درخواست، مطالبه خود را مطرحمبکنیم در واقع با احترام دروغین فکر می کنیم ، راحتتر به خواسته خود می رسیم. اینهمان داستان هندوانه زیر بغل گذاشتن میشود نه اینکه واقعا حقی برای کسی قائل بودن.
خوب است قبل از اینکه خواسته ی خود را با او مطرح کنیم. از خود بپرسیم که اگر در خواست من مورد قبول او واقع نشود آیا در فکر یا زبان رفتارم با او تغییر میکند یا نه؟ یعنی با نه شنیدن درگیر قضاوت و توهین به او ، توقع ، گله و شکایت و هزار بازی دیگر ذهن میشوم یا نه؟
شاید خنده دار باشد، اما خوب است، تمرین دمکراسی را از همین نقطه های نزدیک شروع کنیم. از دیگران انتظار اطاعت داشتن از حضور دیکتاتور در وجودمان خبر میدهد. حواسمان به دیکتاتور درونمان باشد.