دو روز پیش در اینستا پرسه میزدم به یک ویدئو برخوردم که خیلی به شناخت ما از جایگاهمون در یک رابطه اشاره داشت. چند وقت یکبار در یک رابطه که هستیم از خود سوال کنیم." من برای بودن در این رابطه چه هزینه ای میدهم؟" اگر هزینه من سلامتی ، کرامت انسانی ، عزت نفس، فردیت، آرامش خاطر است. بدانیم که این رابطه را باید رها کرد. این در رابطه های مختلف کاربرد دارد. بعضی از ما قربانی بودن را عاشق بودن تصور میکنیم. وقتی در یک رابطه همه ی تصمیم ها را یکنفر میگیرد و می خواهد کنترل اوضاع را به دست گیرد.باید هشیار شویم که در این رابطه حق مخالفت به عنوان یک انسان را نداریم. یعنی فردیت ما در آن محترم شمرده نمیشود. در چنین رابطه ای عزت نفس و کرامت انسانی و آرامش خاطرو درنتیجه سلامتی هزینه ای دائمی است. وفتی داریم در کنار یک فرد خودخواه و خودکامه زندگی میکنیم . یعنی کنار یک دیکتاتور هستیم.روش دیکتاتور ها در همه جایگاهها یکسان است. آنها اجازه فکر کردن به افراد زیر سلطه اشان را نمی دهند. برای یک دیکتاتور فقط اهداف خودش مهم است. برای یک دیکتاتور فقط فکر خودش درست است. او مالک جان و مال همه زیر دستانش است. پس فردیت درسایه چنین اشخاصی امکان بروز ندارد. ماندن هر چه بیشتر در چنین رابطه ای هر روز به شکلی مرگ و از دست دادن را تجربه کردن است. هر گاه نسبت به چنین رابطه ای هشیار شویم. برای بیرون آمدن از آن یک لحظه هم نباید تعلل کنیم. در اینجا عجله کار شیطان نیست. عجله نجات یک انسان است برای باقی عمر.