من عمرم را مرور میکنم.
نوجوانیم با انقلاب
با مرگ بر
با میکشم آنکه....
و در ادامه کشتندو
نگاه کردم و همراه شدم....
نپرسید م و
چشمانم را بستم....
تا خواستم بفهمم جنگ شد..
دیگر دشمن بیرونی شد...
ندیدم دشمن درونی بود!!
جنگ را ساختند...
چون برای ادامه کشتار
لازم بود
جنگ داخلی
جنگ خارجی
جنگ با دگر اندیشان
جنگ با کشور همسایه..
جنگ گرم..
جنگسرد...
تحریم....
ناخواسته..
خواسته....
در تضادو در التهاب
زیستم و زیستیم
من عمرم را مرور میکنم
جوان مرگی
جوان قتلی
به هزار شکل
نگو
نباید
زشت است
در خانه ها
در کوچه ها
در خیابانها
من عمرم را مرور میکنم
ما عمرمان را
ما زندگیمان را
هستی مان را
میکشیم
ما به کشتن، به کشته شدن
عادت کرده ایم
این روزها عمرم را مرور میکنم
نردیک به شش دهه روی زمینم
من از نوجوانیم
تا به امروز
کشته دیده ام
کشتن شنیده ام
انگار ژن معیوب برتری طلبی
اصلاح شدنی نیست.
ژنی که می گوید بودن مندر نبود توست
انگار نمی شود تفاهم را ژن کرد.
شاید ما نمیخواهیم
من عمرم را مرور میکنم.
روزی متحد شدیم
با هر عقیده ای باهمه ی عقاید
تا جامعه ای نو بسازیم،
که نو شده بود و ما نمی دیدیم
ما صبور نبودیم
من نو جوان بودم و دوستانم نیز
اما بزگان قوم نیز
دگر اندیشان نیز ،درست مثل ما هیجانی..
شورشی...
به دنبال نام
به دنبال هویت
مننوجوانی واقعی
در کنار جوان ، میانسال و پیرانی که...
در درون نوجوانی مانده بودند و به دنبال خودشان
و من به اشتباه فکر میکردم به دنبال ما
راه افتادم
مرگخواستم
مرگدیدم
گفتم میکشم آنکه...
اما پس از آن ....تا امروز
صبح، ظهر، شام
مرگچاشنی زندگیم شد.
نه زندگیمیان شد.
منعمرمرا مرور میکنم
سهمم را می بینم
امروز اما
مرگرا نمیخواهم
من زندگی را می خواهم
در تفاوت
در پذیرش
در عشق
در تقدیس زندگی
من عمرم را مرور میکنم
نه، به مرگ
آری، به زندگی
نه، به دشمن تراشی
آری، به دوست یابی
نه، به درک دیگری
آری به تفاهم
من به کرامت انسانی می اندیشم.
من پرنده وار به آزادی،
در تفاوت بلندای پرواز
من به کرامت انسانی می اندیشم
وقتی به زمین نگاهی مقدس دارم
که تنها جایی ست که به
من مجال بودن داده ست
منعمرم را مرور میکنم
دیگر مشت گره کرده نمی خواهم
دست یاری می خواهم
دیگر گوشهایم
نمیخواهد بشنود که، میکشم آنکه...
من مبارز راه روشنایی میخواهم
راه عشق
راه زندگی
راه بیداری...
منعمرم را مرور میکنم
من از این تغییر،
تحول را میخواهم..
به امید روزی هستم که
همه ی من ها طالب زندگی باشند.
زندگی مقدس باشد.