نیروی ما به عنوان انسان، برای تحقق خواسته ها ورویاهایمان به طرز شگفت انگیزی زیاد است. و هیچ چیزی نمی تواند مانع ما بشود. فقط لازم است حواسمان به گفتگوهای درونی یمان باشد. تا مسیر رسیدن به خواسته یمان هموار بشود. اولین چیزی که رسیدن به خواسته را به تاخیر می اندازد و گاهی چناننیروی ما را میگیرد، که عقب نشینی می کنیم؛ شک و تردید است که مثل خوره به جان ما می افتد و حال ما را خراب میکند. وقتی حالمان خراب بشود دیگر امکانجدیدی نمی بینیم، تابرای رفع مانع بکوشیمو به حرکت ادامه دهیم. البته شک وتردیددر ما خشم تولید میکند. خشم در اولین قدماز دیگری ست ولی کمکمخشم از خودمان است. که باعث می شود توانایی رسیدن به رویا یمان را در خود نبینیم.برای بیرونکردن شک وتردید از ذهنمان، آنچه راه گشای ماست. این است که فقط شاهد حضور و عبور کردن شک وتردیدهایمان باشیم و با خود بگوییم که این فقط شک وتردیداست. انگاه در گیر آن نخواهیم شد. چرا که نتیجه ی بها دادن به شک و تردید مسدود ویا سخت و دورشدن از رویا و خواسته امان است.
تجربه شخصی من در مواجهه با شک وتردید این است که یک باور در لایه زیرین شک می باشد. وجود این باور در مسیرزندگی وقتی که منناتوان بودم و با یکی دو بار دست به عمل زدن، و از پا افتادن، در من ایجاد شده است. و حالا دوباره سر وکله اش پیدا شده و در من ترس ایجاد کرده است. این ترس مرا دچار استرس نموده وبه شکل شک در ذهن مننمود پیدا کرده است.
حالا با این مشاهده و آگاهی از منشا آن، اول لازم است باور خودم را تغییر دهم. با تغییر باور، ترس در مناز بینمی رود. واطمینان جای شک وتردید را در ذهنم میگیرد و با آرامش به راه خود ادامه میدهم.