تا الان چنان مشغول کار بودم، که اصلا فراموش کرده بودم که متعهد به نوشتن هستم. امروز خبر فوت مادر یکی از دوستانم را شنیدم که هنوز به شصت سالگی هم نرسیده بود. و فقط یکمقاومت در مورد پذیرش این بیماری باعث شد که این تچربه تلخ رو سهم فرزندانش کرد. دقیقا زمانی او به درمان و تست تن داد که دیگر ریه هایش در گیر شده بودند. و تا رساندن او به بیمارستان و پذیرش بیمارستان و بستری شدن در بخش آی سی یو یک روز بیشتر به هوشیاری اش نمانده بود.بیش از دو هفته پایان عمرش را در کما گذراند.
پذیرش در تمام اتفاقات و مسائل میتواند به بهتر دیدن و دیدن امکانات مناسب برای عبور و پرداخت مناست به یک موضوع می شود.
خیلی وقتها ترسهای ما به شکل عدم پذیرش خودش را نشان می دهد.