رویای من

داستانها و دست نوشته های من

سوکورو تازاکی بی رنگ‌و سالهای زیارتش

ح.ش | یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۴ | 7:47

هفته پیش وقتی وارد اپلیکیشن کتابراه شدم. کتاب سوکورو تازاکی بی رنگ و سالهای زیارتش نوشته هاروکی موراکامی نظرم را جلب کرد. اقدام به خریدش کردم و بی درنگ مشغول خواندنش شدم. داستان از این قرار است که:

پنج‌دوست دبیرستانی که شامل سه پسر و دو دخترند.‌ در ناگویای ژاپن زندگی می کنند.‌آنها با هم عهد کرده اند که دوست بمانند. سوکورو که معنی اسمش ساختن است عاشق ساختن ایستگاه قطار است. به همین منظور وارد دانشگاهی در توکیو میشود و از بقیه دور می افتد. او تمام تعطیلات به ناگویا میآید تا کنار دوستانش باشد. در یکی از دفعات وقتی میخواهد هر کدام را ببیند موفق نمیشود. حتی وقتی با خانه هایشان تماس میگیرد. متوجه میشود که هیچکدام تمایلی به شنیدن صدای او ندارند. با حال بد به توکیو بر میگردد. سر درگم که به چه دلیلی از گروه رانده شده است.‌از جهت روحی چنان به هم میریزد که در طول شش ماه پوست و استخوان میشود. او از آنجا که عاشقانه خود را متعلق به گروه میدانسته و دلیلی هم برای طرد شدنش نمی دیده؛ در گیر مشکلات روحی روانی بسیار میشود. که هاروکی موراکامی با ظرافت تمام آن حالات را توصیف میکند. بالاخره او از این ماهها ی سخت عبور میکند و روزی بلند میشود و دوباره زندگی خود را شروع میکند. اما او که بسیار ضربه سنگینی خورده بوده دیگر زیاد به انسانها نزدیک نمیشود. ارتباطهای عمیق بر قرار نمیکند. دیگر بسیار کم به ناگویا برای دیدار خانواده اش میرود‌. اما همیشه این سوال برایش هست که چرا و به کدامین‌گناه چنین رفتاری را با او کرده اند؟ در سی وشش سالگی با دختری دوست میشود که دو سال از خودش بزرگتر است و در شرکت مسافرتی کار میکند. به او علاقه پیدا میکند و در بین حرفهایی که می زنند دختر از دوستانی که دارد می پرسد. او داستان دوستان دبیرستانش را بازگو میکند. سارا به سوکورو میگوید تو لازم است که با آنها صحبت کنی و دلیلشان را بشنوی وگرنه همه عمر این بار را با خودت به دوش خواهی کشید و در روابطت تاثیر این اتفاق خواهد ماند. او از سوکورو نام دوستانش را می پرسد و میگوید من ازگوگل برایت جای زندگی و شغلشان را پیدا میکنم. این چنین سفر سوکورو آغاز میشود. او تصمیم میگیرد بدون اطلاع قبلی به دیدار آنها برود‌ تا آنها مانعی بری دیدار ایجاد نکنند. او تا فنلاند برای دیدن یکی از آنها که دختری به نام‌کورو است و با یک‌مرد فنلاندی ازدواج کرده و دو دختر دارد، میرود. در این سفرها متوجه میشود که شیرو دختر ریبا و پیانیست آن روزها، شش سال پیش در خانه اش خفه شده است. او داستانی از تجاوز سوکورو با جزئیات باور پذیر برای بقیه نقل کرده بوده و بقیه به پیشنهاد کورو با سوکورو قطع رابطه میکنند. سوکورو که بسیار متعجب میشود و میفهمد چه اتهام سنگینی به او زده شده و می پرسد چطور شما از خودم نپرسیدید ؟ آیا به نظرتان من چنین آدمی بودم؟ هر سه می گویند نه و کورو که این روزها اسمش اری ست. می گوید : من میدانستم تو چنین نکردی. شیرو بیمار بود و نمیشد او را رها کنیم. می دانستم تو پس خودت بر می آیی ولی او نیاز به مراقبت داشت. او مشکلات سخت روانی داشت.......و هزار توجیه دیگر

این داستان برای من تداعی حضور چنین آدمهای بیماری در زندگی شخصی خودم بود. رنجهایی که از حضور شیرو ها در زندگیم متحمل شده ام. اما توجیه این دوستان برایم قابل قبول نیست. زیرا کسانی که چنین مشکلات عدیده ای دارند . با چنین همراهی و دلسوزیهایی فقط زندگی را برای انسانهای سالم اطرافشان سخت وسخت تر می کنند. چه بسا شخصی که کنار چنین شخصی بماند خود نیز به مرور درگیر همین بیماری بشود. در کنار چنین اشخاصی مراقبت از خود بسیار سخت و گاه غیر ممکن است. چنانچه در همین داستان هم کورو یک جا بیدار میشود و می بیند دارد خودش را نابود میکند و تصمیم به ترک شیرو میگیرد. این تصمیم نا بالغانه کورو که به اذعان خودش و دو پسر دیگر، اوست که همه مرا متقاعد کرده است تا سوکورو را کنار بگذارند. چقدر به سوکورو لطمه زده است در طول داستان تا پایان با قلم معجزه گر موراکامی میبینبم که سوکورو چقدر اعتمادش به خودش و دیگران کم شده است.

یاد بگیریم شیرو های اطرافمان را که تشخیص دادیم. تنها خدمتمان فرستادنشان به نزد روان‌پزشک و روانشناس میتواند باشد. بر اساس حرفهایشان که زاییده ی ذهن بیمارشان است.، روابطمان را دچار اختلال و فرو پاشی نکنیم.

مشخصات وب
رویای من
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • رسا
  • ازاد
  • فاضل نجفی
پیوندهای روزانه
  • رسا
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۵
  • فروردین ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای رویای من محفوظ است .