این روزها که در فضای مجازی می بینمکه انگطدنها شروع شده است و برای تمامکسانی که توانسته اند قدمی در جهت دیده شدن خواسته هایمان بردارند. پا پوش می دوزند. با خودممی گویم انگار ما به تفرقه خو گرفته ایم. اینچند دهه ترویج بی اعتمادی در جامعه، کاری کرده است که ما به دنبال دلیلی بگردیم وبگوییم این از ما نیست. اگر کمی غور کنید می بینید که سالهای زیادی ست که خانه های ما نیز درگیر بلای تفرقه شده است. بزرگترین بلا در هر جامعه تفرقه است. ضرب المثل " تفرقه بینداز و حکومت کن " را فکر میکنم همه ما شنیده ایم. در جامعه این روش سالهاست که پیاده شده است.دوباره دستانی می خواهند با تفرقه افکنی این چراغ روشن شده توسط نوجوانان و جوانان را خاموش کنند. تا بتوانند باز هم به حکومت خودشان ادامه دهند. اینجاست که لازم است، حواسمان به بیداری جمعی که اتفاق افتاده است باشد.فراموشمان نشود که اگر بهترین باغچه ها را هم که بیل بزنیم در آنها چند کرم پیدا می کنیم. این روزها لازم است هوشیار باشیم. ما فارق از هر فرقه و نگاه شخصی که به زندگی داریم، همگی برای نجات وطنی ایستاده ایم که همه چیزش به تاراج رفته است. زمین و آسمان به شکلهای مختلف آسیب دیده است. اموال ملت به جای صرف شدن برای آبادانی گوشه گوشه ی میهن، خرج جنگدر کشورهای دیگر شده است بقای لبنان و سوریه وفلسطین و یمن و ونزوئلا از آبادانی و رفاه استانهای زر خیز کشور مانند خوزستان وسیستان وبلوچستان و کردستان مهمتر بوده است. از امروز تا همیشه باید الویتمان این باشد که ما میهنی آزاد و آباد می خواهیم و هر انسانی که در این راستا خدمتی کرده و میتواند بکند در کنار ماست. ما باید دست کسانی که برای شکستن اعتماد در بینمان ایستاده اند، قطع کنیم و به آنها فرصت عرض اندام ندهیم.
در کتاب بادبادک باز جایی پیرمرد به پسرکمی گوید در زندگی فقط دزدی نکن. وقتی دروغ می گویی داری از صداقت می دزدی وقتی خیانت میکنی داری از شرافت می دزدی....... و مرز کنار گذاشتن انسانها از کارهای اجرایی از اکنون تا همیشه همین نقطه باید باشد. وگرنه در زندگی شخصی هر انسانی تاریکی وجود دارد.