گفتگو کلمه ای است که خودش دو نفرست. یکی آن که "گفت" دیگری آن که جواب "گو " است. این کلمه به تنهایی آخر ارتباط است. چرا که حداقل دو نفر باید باشد. بگذریم از اینکه به شکلی که این کلمه در دهان می چرخد، انگار باید جماعتی باشند تا معنی بشود.
من آدمی هستم که عاشق ارتباط با دیگرانم ِ به ندرت پیش می آید که در تاکسی یا هر وسیله ی نقلیه عمومی که سوار میشوم؛ در سکوت به مقصد برسم. با اینکه از ارتباط لطمه بسیار هم خورده ام. اما دلیلی برای قطع کردن ارتباط با مردم نمی بینم. نه اینکه فکر کنید به هر دلیلی رابطه را ادامه میدهم. اینطور هم نیست. در رابطه ای که ایجاد میکنم، خالصانه و صد درصد حضور دارم. اما اگر طرف مقابل فقط باعث آزارم بشود و یا حس کنم رابطه ی با من را نمی خواهد و من نتوانم آن رابطه را ارزشی پیش ببرم، یعنی دو طرف با حال خوب از هم جدا نمی شویم. اول فاصله میگیرم و اگر نتیجه نداد از آن رابطه بیرون می آیم.