هر روز که می گذرد. نیاز به یادگیری را در خودم بیشتر حس میکنم. با گذر عمر می بینم که نمیدانم هایم چقدر بیشتر برایم واضح و روشن میشودو ناچیز بودن دانایی هایم را به رخم می کشاند. هراس کمبودن فرصت ، اشتهای مرا برای استفاده از وقتهای موجود برای دانستن و مهمتر از فهم آنچه می اموزم، درد این روزهای من است.
نه ایکنه انباشت دانایی برایم دعدغه باشد بلکه آنچه در گیرم میکند این است که چطور آنچه امروز می آموزم را می توانم به دایره ی توانایی ام بیفزایم و آن را زندگی کنم. آیا قدرت درک دانسته ام را دارم؟ آیا آن درک می تواند در فهم من تاثیر بگذارد؟ آیا از شعار به شعور در آن مو ضوع میرسم؟
دوست دارم در مسیر یادگیری نفس بکشم.