الان داشتم به تغییر حال امروز و دیروزم نگاه میکردم. برایم جالب شد. تا این موضوع از ذهنم عبور کرد، بلافاصله ناپایداری همه چیز و هر چیز در این دنیا برایم آشکار شد. انگار که بار اول است که به این شهود میرسم. هر کس در زندگی میتواند بارها وبارها این ناپایداری را به شکلهای مختلف تجربه میکند و مننیز بارهاچنینکرده ام. جالب تر اینکه با این شهود تکراری چقدر شگفتی تجربه کردم.
از خودم پرسیدم چطور است که با تمام این احوال برای ثابت کردن خودت و اثبات وجودت باز هم محکممی ایستی؟ انگار باور نداری که پایدار نیستی و متوجه نیستی که حتی استدلالهای امروزت، ممکن است تا شب داوم نیاورد و تغییر کند! این بی دوامی چطور عامل حرکت برای دوام و ثبات است؟به قول مولانا"
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
پس سکوت وسکون را باید. چون هر دلیلی می تواند دلیل دیگر را بی اعتبار کند. پس اعتبار را اعتباری نیست.