امروز با خودم عهد کردم که حواسم را جمع کنم. نگذارم که هیچ کس به هیچ دلیلی ارامش منرا به هم بزند. بعضی ها برای رسیدن به اهدافشان حاضرند به خودشان تخریب کنند و از چشم بیندازند. اما به هدفشان برسند. اغلب چنین کسانی کودکانه عمل میکنند. به هر در و دیواری خودشان را می زنند تا به خواسته اشان برسند. اینکه هر کس بخواهد به خواسته اش برسد و برای آن بایستد ارزش بسیار زیادی دارد. اما چگونه ایستادن هر کس نشان از ارزش گذاری او در مورد خودش است. خوب است که مانند یککودک اشتیاق رسیدن به خواسته امان را داشته باشیم. این سرزندگی آور است. اما لازم است از قوه فکر مان برای به هدف رسیدن استفاده مناسب کنیم. یعنی ببینیم آیا این خواسته با الویتهای دیگرامان تداخل پیدا می کند؟ ضمنا مشخص کنیم این خواسته ما در انتها چه دستاوردی برای ما دارد؟ برایش چه هزینه ای بپردازیم ارزش دارد؟ چطور عمل کنیم در ارامش بیشتری می توانیم به خواسته خود برسیم؟
اگر قبل از هر اقدامی چنین پرسشهایی را از خود بکنیم، کاملا متوجه میشویم که چطور عمل کنیم که هم به خواسته خود برسیم و هم به هزینه معقولی برای رسیدن به آن بپردازیم.
گاهی ما براورد هزینه مادی را خوب انجام می دهیم اما هزینه معنوی ان را نمی توانیم تشخیص دهیم.
هزینه معنوی می تواند خلل ایجاد کردن در رابطه های با ارزشمان باسد. مثل رابطه با همسر، خانواده، دوست.