هنوز آفتاب طلوع نکرده است. گنجشکها شروع به خواندن کرده اند. انگار میخواهند برای سلام به خورشید در یک صف منظم بایستند؛! یا اینکه با هیاهویی که راه انداخته اند، به همه موجودات بیدار باش بدهند که دیدن این طلوع شگفت انگیز را از دست ندهند. دیدن طلوع خورشید هیچ گاه تکراری نمیشود. من هر بار به دیدن طلوع خورشید می نشینم، چنان در دریای عظمت حضور خورشید غرق میشوم که صدای سکوت را از تمام سلولهایم می شنوم. دیدن طلوع خورشید نوید نو نگریستن از ورای تکرار است. حضور امروز را لمس کردن است. فرصت امروز را به دست آوردن است. خورشید هر صبح می گوید:" امروز دیروز نیست، در دیروز بمانی از امروز مرده ای."