امروز در لایو شاهین کلانتری عزیز ، ایشان جمله ای گفتند که انگار برای من و طرح سوال از من بود. گفتند :"کسی که نمی تواند خودش را ببخشد، چطور می تواند دیگران را ببخشد؟ "
من به تجربه شخصی خودم رجوع کردم. دیدم من همیشه به سرعت دلیلی برای بخشیدن دیگران دارم. اما بعضی اوقات بخشیدن خودم برایم سخت می شود.مهمترین دلیل اینکه نسبت به خودمسختگیر هستم . این است که توقعم از خودم زیاد است. انتظار دارم که بسیاری از رفتارها دیگر روی مناثر نداشته باشد. در حالی که چنین نیست. من در فرایند رشد مرتب به لایه های جدید در برخورد با یک موضوع بر میخورم ک می بینم که چقدر فشار بیشتری را باید متحمل شوم تا از آن لایه عبور کنم. هر چه تعلق خاطر ما نسبت به شخصی که در رابطه با او اشتباه کرده ایم بیشتر باشد بخشیدن خودمان کار سخت تری میشود. برای همین بخشیدن خود کار سخت تری می شود. من باور دارم که لازم است به خود زمان داد، تا بخشیدن خود نیز اتفاق بیفتد. آنچه نسبت به ان باید حضور داشت،این است که نباید داستان را مرتب برای خود تکرار کرد. زیرا خود سرزنشی بیشتر اتفاق می افتد. گاهی برای بخشیدن خود باید فاصله گرفت از موضوع. باید روا بداریم که تا آخرین نفس اشتباه می کنیم. یعنی از انسان بودن استعفا نمی دهیم و نخواهیم داد. شاخصه بزرگانسان همین است که اشتباه می کند. اما در اشتباه ماندن خیلی درد ناک.است. در مورد موضوع پیش آمده آنچه باعث شد اشتباه مناتفاق بیفتد این بود که به خودم اجازه ندادم. آنچه دهنم را درگیر کرده است با شخص سومی مطرح کنم. این برایم درسی شد تا از مطرح کردن هیچ مسئله ای با شخص سوم ابا نداشته باشم. البته انتخاب آن شخص هم هشیاری لازم دارد. لازم است، شخص قابل اعتمادی باشد.ناگفته نماند من چنین اشخاصی را در کنار خودم دارم که می توانند مرا یاری کنند.
این جمله را لازم است به خاطر بسپارم.
" از حمایت گرفتن دریغ نکنم."