امروز دو فصل آخر کتاب مسئله اسپینوزا را می نویسم. در فصل ۳۲ با حمله آلمان به روسیه مواجه هستیم. جنگی که باعث شکست مفتضحانه آلمان شد و کمکم متفقین در کشورها و شهرهای مختلف نیروهای آلمان را سرکوب وسران ان را زندانی و اعدام کردند. هیتلر در مراسم ازدواجش به همه مهمانها و حتی عروس سیانور داد. بعد از سیانور خوردن عروس با تفنگبه سر خود شلیک کرد. الفرد روزنبرگکهکتابش بعد از کتاب نبرد منهیتلر دومینکتاب پر فروش جهان شده بود. نواسانات روانیش همچنان با او بود. و بالاخره به دست نیروهای امریکا دستگیر واعدام شد.
در فصل ۳۳ بنتو و فرانکو در مورد رفتار فرانکو که به شریعتپایبند بود اما در پی تعییر دین بود مواجه هستیم. او معتقد بود دین را از درون باید تغییر داد.یعنی لازم است شریعت که ظاهر دین است را رعایت کرد. و ارام آرام قوانین دین را تغیبر داد. بنتو معتقد بود که تمام ادبان مرسوم را بابد کنار گذاشت وهمه به سوی دینی بر مبنای خرد رهنمون کرد. فرانکو میگوید:" رسم وخرافات عمیقا در طبیعت انسان ریشه داره؛ شاید ایننتیجه گیری که ما انسانها بهداونمحتاجیمموجه باشه"
بنتو میگوید:" منبه اونها احتیاج ندارم. کودکان به چیزهایی نیاز دارنکه بزرگسالان بهشون محتاج نیستن. انسان دو هزار سال پیش به چیزهایی نیاز داشت که انسان امروزی از اونها بی نیازه. به نظر من، دلیل خرافه در تمام این فرهنگها اینه کهانسان های بسیلر قدیم از تزلزل رازآلود هستیرمی ترسیدن،اونها شناخت کافی برای فراهم کردن چیزی که مورد نیازشون بود، یعنی توضیحات، نداشتن، ودر اون روزگار باستانی،تنها شکل توضیح چنگانداختن به ماورا الطبیه بود_با دعاها و قربانی ها وقانون های غذای حلال و....
فرانکو میگه ادامه بده "توصیح دادن چه عملکردی داره؟:
" توضح دادن آرمش بخشه. نگرانی وعدم اطمینان رو کاهش میده."