رویای من

داستانها و دست نوشته های من

اتفاقات گذشته

ح.ش | سه شنبه پنجم بهمن ۱۴۰۰ | 9:41

 











فصل بیست وپنجم

در این فصل ترور بنتو اسپینوزا توسط،یک یهودی متعصب در تاریکی شب بعد از ایفای نقشی در نمایش با ضربات چاقو را داریم.  همچنین دیدار او با فرانکو بعد از آن و گفتگوی مبسوط آنها درباره ضارب و نکته جالبی که بنتو درباره اینکه در هر حال این اتفاق گذشته است و برای برخورد با ترسی که برایش ایجاد شده چه کارهایی میتواند بکند زیر لب می گوید:" خودت رو آروم‌کن و فقط به این لحظه فکر کن. برای چیزی که نمی تونی کنترل کنی انرژیت رو به هدر نده. تو ترسیدی، چون فکر می کنی این اتفاق که گذشته‌  همین‌حالا در حال رخ دادنه. ذهنت تصویر رو خلق می کنه. ذهنت این احساسات رو خلق میکنه. فقط روی کنترل ذهنت تمرکز کن."
ذهن‌ما استعداد عجیبی در حفظ و باز پروری اتفاقات گذشته و کشیدن آن به لحظه اکنون  داردو نمی گذاردکه ما در حال زندگی کنیم. ذهن ما حتی وقتی داریم‌ دست به انتخاب جدید می زنیم آن اتفاق قبلی را پیش رویمان می اورد که نتوانیم دست به عمل شویم.  در اینجاست که ما آدم ها اگر فریب بازی ذهن را بخوریم  بین گذشته و آینده در رفت و آمد خواهیم بود و حال را از دست خواهیم داد. کسی که نتواند از تنها موجودی و واقعیت زندگی اش که لحظه اکنون است. بهر مند شود. در واقع زندگی نکرده است‌. ما تمرکزمان را باید روی کنترل ذهن بگذاریم. راه با ارزش ان این است که هدفمند و وهشیار به گام‌بعدی باشیم. ساعات و دقایق خود را به تصرف خودمان در بیاوریم . تا ذهن نتواند فرصت باز پروری اتفاقات گذشته را پیدا کند.  اتفاقات گذشته تا اینجا برای ما کاریرد دارد که پیام آنها را بگیریم و گامی به جلو برداریم.  

در ادامه گفتگو فرانکو وقتی بنتو از ترسش از دیدن کت دریده شده با چاقو میگوید واینکه قصد دارد ان را دور بیندازد، جمله ای از پدرش نقل میکند که بیانش خالی از لطف نیست. پدرم در وضعیت های مشابه می گفت:" دورش ننداز. بخشی از ذهنت رو دور نریز، بلکه در عوض کار مخالفش رو انجام بده." پس بنتو، پیشنهاد میکنم‌که اون رو در برابر دیدت بیاویزی، جایی که همیشه  ببینیش و به یادت بیاره که با چه خطری رو به رو شدی." 

" خرد این نصیحت رو درک میکنم‌. تبعیت از اون شجاعت می طلبه." 

در واقع ما زمانی که آنچه ما را با ترسهایمان روبرو میکند، به شکلهای مختلف پنهان میکنیم. در واقع نمی توانیم با آن ترس مواجه شویم و راه غلبه بر آن را پیدا کنیم و راه غلبه بر ترس مواجه شدن با آن است.  در اینجا انچه بنتو را ترسانده  مرگ‌است. و راه غلبه بر ترس از مرگ‌ نیز روبرو شدن با آن است.  جمله ای اپیکور دارد که می گوید" جایی که زندکی هست، مرگ‌نیست و جایی که مرگ‌هست زندگی نیست." در واقع با این جمله در می یابیم که جهان دیگری وجود ندارد. پس بخشی از ترس از مرگ‌که در باور وجود جهان دیگر ست، از بین می رود.  بعضی ها استدلال می کنند که مگر قبل از این دنیا در دنیای زهدان مادر نبودیم؟ پاسخ این است که:  مگر ما چیزی از ان به یاد داریم؟ در حقیقت ما در این دنیا در این شکل و شمایل هستیم پس آنچه مهم‌است این است که بتوانیم تمام و کمال زندگی کنیم.

جمله ای از سنکا بنتو نقل می کند‌که :" هیچ ترسی جرئت ندارد وارد قلبی شود که وجودش را از نرس از مرگ‌پاک‌کرده است.به عبارت دیگه، همین که به ترس از مرگ علبه می کنی، بر ترسهای دیگر هم غلبه میکنی." 

ترسهای ما همه بوی مرگ‌میدهند مثلا ترس از خارج شدن از یک رابطه، ترس از رفتن زیر تیغ جراحی، ترس از دور شدن از عزیزان و ..‌‌‌‌......





 

مشخصات وب
رویای من
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • رسا
  • ازاد
  • فاضل نجفی
پیوندهای روزانه
  • رسا
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای رویای من محفوظ است .