فصل شانزدهم با ورود آلفرد روزنبرگ به دفتر روزنامه نگار، شاعر و سیاستمدار معروف دیتریش اکارت شروع میشود و این آغاز فعالیت جدی روزنبرگ در جهت شاهکارهای ضد یهودیش میشود.از همین نقطه و به واسطه دکارت به مجامع و کنفرانسهایی که در جاهای بسیار لوکس برگزار میشد که پر از ثروتمندان با لباسهای شیک بود. او خود را فیلسوفی نویسنده معرفی کرد. اسم انجمن شان توله یا شمالگان بود که اشاره به خاستگاه نژاد اریایی در همسایگی ایسلند که امروز ناپدید شده است، داشت.
آلفرد اولین مقاله اش در روزنامه را در کنار و با حمایت وهدایت اکارت نوشت. تا بتواند اشکالات دستوری خود را اصلاح کند و نحوه نوشتن ی روزنامه نگار را بیاموزد.
آنچه از گفته های اکارت به آلفرد مرا جذب کرد در مورد نوشتن اخبار در رسانه بود.
" نوشتن اخبار، تغییر نگرشها هدایت عقاید عمومی _تمامی این ها تلاش های باشکوهیه. کی می تونه انکارش کنه؟ با این حال ساختن اخبار ، بله ، ساختن اخبار _ شکوه وافعی در ایننهفته س! "
کلمه کلیدی "ساختن اخبار" هست که در تمام رسانه ها اعلم از روزنامه و شبکه های رادیویی و تلویزیونی و فضای مجازی توسط صاحبان رسانه ساخته میشود. یعنی یک واقعیت را هر کدام از رسانه ها با توجه به اهداف تعریف شده سازمان خود طوری بیان می کنند که خواننده یا شنونده آنطور که آنهامورد نظرشان است برداشت کنند.
حالا در این بمباران خبری که ما به عنوان یک مخاطب با آن روبرو میشویم. چطور می توانیم به واقعیت محض برسی نیز خودش مقوله ای است که روشنی اندیشه ای میخواهد که اغلب ما از آن بی بهره هستیم چرا که هریک از ما با گرایشات و تمایلات فکری خود که در ذهن داریمو واقعیت را مخلوط می کنیم. همین اختلاط عین و ذهن ما را از دریافت واقعی دور می سازد.