فصل سیزدهم گفتگوی بنتو با ژاکوب و فرانکو با استناد به کتاب مقدس (تورات) این ایرادات و شواهد درونی که بنتو با نقل از خود کتاب مقدس وارد می کند کما بیش به همه کتابهای مقدس وارد است.در مورد معجزات گفته شده در کتاب مقدس جمله جالبی دارد. بنتو میگوید:" به گونه ای نقل میکنه که بیشترین قدرت رو در ترغیب مردم به سرسپردگی داره، به خصوص مردم بی سواد."
در مورد بی سواد چیزی که به نظرم میرسد این است. بعضی بی سوادی را فقط در یاد نگرفتن خواندن ونوشتن می دانیم و تحصیلات دانشگاهی را سواد می دانیم. در حالی که هر رشته دانشگاهی خود یک مهارت است و آن مهارت در همان زمینه کار آیی دارد. در حالی که در اینجا بی سوادی در نوشتن وخواندن بخش کوچکی از موضوع است بیسوادی مطرح شده دراینجمله بیشترین بار معنایی در نا آگاه بودن اشخاص است. یعنی ممکناست یک شخص دکترای رشته ای خاص را داشته باشد و در آن سر آمد روزگار. اما به هر دلیلی بدون تحقیق و غور، دین پذیرفته شده از سمت خانواده اش را به ارث برده باشد. که در این زمینه نیز او بی سواد است.
در مورد دانش حقیقی پاسخ بنتو
"دانش حقیقی به معنای کمال خرد ماست که به ما اجازه می ده خدا رو کامل تر بشناسیم."
او در ادامه کلامی را نقل میکند که بیانش خالی از لطف نیست.
" وقتی خرد واردقلبت میشه و دانش برلی روحت خوشایند به نظر می رسه، اون موقع تو پرهیزکاری و قضاوت، عدالت وهمه ی مسیرهای خیر ونیکی رو درک می کنی."
در مورد جهان آخرت و زندگی جاویدان با خدامیگوید این کلمات انسانی هستن، نه الهی.
در مورد باقی ماندن ما بعد از مرگ میگوید:" بدن و ذهن دو جنبه از یک فرد هستن. ذهن بعد از مرگ بدن نمی تونه زنده بمونه."
و ما کهتمام داستانها را با ذهن خود می سازیم. وقتی بدانیم و باور کنیم که میرا ورفتنی هستیم و نه ماندنی به عنوان یک انسان متفکر می ایستیم همگام با پیشرفت زمانه خود اثری از خود برای اذهان بعد به یادگار بگذاریم تا قدمی در رشد خرد انسانهای دیگر سهیم باشیم.