روز شنبه است ، اخرین روز هفته ی پیروان یهود وروز تعطیل می باشد. بنتو وگابریل که برادر هستند .در خانه بالای مغازه زندگی می کنند. گابریل نامزد دارد و بعد از عبادت در کنیسه و انجام اعمال مذهبی به منزل پدر نامزدش، سارا دعوت است که البته به همراه بنتو و ربکا خواهرشان. بنتو که چشمهای پف کرده ی گابریل را می بیند، متوجه میشود که دوباره دیشب خوب نخوابیده است. علت را جویا میشود. گابریل که از دست بنتو برای کناره گیری از جمع دینی و کنایه های پدر سارا به ستوه آمده است. به بنتو اعتراض میکند. می گوید تو باعث اختلاف شده ای و متوجه نیستی. سوال بنتوجالب است. تو آزادی را باور نداری؟ گفتگویی که اتفاق می افتد . درباره دادگاهی یهودی که به خاطر قدم خیری کهپدرش برداشته بوده تا یک بیوه از رنج رها شود. زیر سفته ای سنگین را امضا کرده بوده است. حالا با مرگش دادگاه یهود تمام اموال خانواده اسپینوزا را به آن شخص داده است. چون آن بیوه نتوانسته است قرض رابپردازد. سپس در باره پرسش بنتو از خاخام مورترا که بسیار احتمال میداد بعد از خودش جانشین او شود.. که
.با یکجمله اسپینوزا که داستان آدم و حوا افسانه است. همینجمله باعث اعث میشود که به علت نادیده گرفتن کلام خدا مورد سرزنش قرار بگیرد،سوال بنتو، سوال خیلی از پیروان ادیان ابراهیمی است.که اگر آدم اولین بشر بود. پس کی با پسرش قابیل ازدواج کرد؟ گابریل می گوید واقعا بنتو تو این حرف رو زدی؟ ما نمیتونیم بدونیم و باید به خاخام ها برای تفسیر وشفاف سازی کتب مقدس اعتماد یکنیم.. بنتو میگوید : گ
ما خودمان می توانیم فکر کنیمخاخامها به خاطر منافعشان است که به ما فرصت واحازه فکر کردن نمی دهند. آخر چه دلیلی نباید از اینمسائل سوال کنیم. گابریل می گوید این داستان استعاره س. ما چون باور داریم که خرد خدا وند از ما بیشتر است دلیل است تا در مورد کتب مقدس فکر نکنیم. بنتو مخالفت میکند. او می گوید همین داستان نشان دهنده این است که کتاب به دست انسان نوشته شده است.
دراین بخش برای من اینکه خدا نیاز به وکیل برای کارهاایش داشته باشد بسیار برجسنه است نیاز به وکیل نشان از نیازمندیست.. مثلا ما به دلیل اینکه به قوانین احتماعی وارد نیستیم و نیاز داریم که یک قانون دان کنار مان باشد.در مواردی برای حمایت از خودنیاز به وکیل داریم . اما خداوند بی نیاز که چنین نیست. به نطرم مدعیان این مقوله همه سو استفاده گر هستند. دین دکانشان است.