فضای امن برای دیگری بودن، کوه صبر بودن است. بیش از هر چیز، مجالی با او بودن است.
که با فراغ بال، بتواند صاحب گوش تو شود. و تو شنوای او باشی .
برایش مجال خندیدن شوی ، برای ایجاد فاصله از اندیشه های مه آلود
امنیت برای دیگری بودن، شانه ای برای سر او بودن، مرحمی بر زخمها و ماء وایی برای تنهایی هایش بودن است و بس.
برای نقطه امن شدن ، باید از آتشفشانهای زندگی عبور کرده باشی و سوختن هایت عاشقی کردن تو باشد.و این عاشقی، چنان تو را ساخته باشد، که بلندگویی باشی برای رساندن صدای عشق به گوش دیگران.
.