رویای من

داستانها و دست نوشته های من

انتظار

ح.ش | شنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۰ | 23:43

از شدت خستگی و بی خوابی چشمانش می سوختند. پلک هایش را به زحمت باز نگه داشته بود. به انتطار فکر میکند:
گاهی انتطار است که آدم را میکشد نه چاقو،
انتظار مرگ‌تدریجی است در کور سوی نا امیدی.
انتظار زمان را کش می دهد.‌تا آنجا که شب و روز یکی میشود.
روزهای انتظار با شبهایش یکی ست. طولانی، ممتد، یکنواخت.
اگر برای انتظار رنگی بتوان‌متصور شد چه رنگی ست؟ انتظار ززد است.
مزه انتظار تلخ است.
قد انتظار از بلندهم‌بلندتر است دراز است. دیلاق است.
انتظار عرضی ندارد اما تا دلتان بخواهد طول دارد.
انتظار امید را می کشد.
انتظار گوش شنوا ندارد.
انتظار چشمش سفید است
انتظار اکسیژن را می بلعد بی آنکه زندگی کند.
انتظار روی غم‌را سفید می کند.‌
انتظار قاتل حرکت است
لنتظار ویروس توجه است.


مشخصات وب
رویای من
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • رسا
  • ازاد
  • فاضل نجفی
پیوندهای روزانه
  • رسا
  • آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای رویای من محفوظ است .