این روزها کائنات در حال تصفیه خویش است. انسان با تمام عظمتش حقارت و ناتوانیش در برابر یکویروس را به تماشا نشسته است. در اینمیان تا امروز تمام واکسنهای ساخته شده توانسته است آمار مرگ را پایین بیاورد نه آمار ابتلا را.
دو موجود زنده یکی نادیدنی و دیگری دیدنی. هر دو نافذ و در حال تسخیر. دومی هر روز درحال تسلط بر هستی که کوه را میشکافد وراه میسازد و از زیر دریا راه وصل شدن به خشکی بعدی را میسازد از زمینفراتر می رود و به کرات دیگر سرکمی کشد. در هر دقیقه و ساعت به کشف یا اختراعی دست می یابد.به طبیعت حمله میکند و درختان را نابود میکند و برجها وشهر ها رابنا میکند.
اما اولی هیچ ادعایی ندارد. نه برای دیده شدن تلاش میکند، نه صدایی از او می شنویم ارام به رشد خودش ادامه می دهد. دومی شاهد تغییر وجهش اوست.
انسان فکر میکند همه جهان در او خلاصه شده است. ویروس نیزجزئی از او میشود.
بدون هیچ ادعایی ،چنان به انسان میتازد که میشود دغدغه همهمجامع علمی و غیر علمی. میشود داستان زندگی یک یک آدمها.
بیش از هشت میلیارد انسان در برابر ویروس نادیدنی در تکا پو در اینمیان بیچاره کسانی که در جهان سوم زندگی میکنند. که با تفکیک دشمن وددوست از ورود واکسن جلوگیری میکنند، تا ویروس جهش یافته دست به کشتار جمعی بزند. آنگاه تغییر رای میدهند وتازه واکسنهای امریکایی که اعلام کرده بودند که وارد نشود سراز بازار سیاه در می آورد و میشود، عامل زنده ماندن ثروتمندان. حالا اگر وارد کننده ها را رد یابی کنیم میرسیم به حافظان حکومت و می بینیم که چطور با جان آدمها معامله می کنند، باز آنها که می مانند متمولین هستند وآنها که جانمیدهند پا برهنه ها. تجارت اینبار کاملا در مقابل آرمانها ایستاده است. انقلابی که برای پا برهنه ها بود. بلای جان پا برهنه ها شد. کاش اینتجارت فقط در واکسن بود. مدتهاست از داروهای مبارزه با کرونا این حرکت شروع شده است. وقتی فقط یکآمپول برای ریه را باید به قیمت دوازده میلیون تومان یا بیشتر تهیه کرد. آن وقت درمانکامل چقدر هزینه اش میشود؟ کدام قشر از جامعه می توانند از پس هزینه اش بر بیایند.
در جامعه ای که سالهاست به نام دین سر انسانیت را بریده اند، بیش از این نمی شود انتطار داشت.