در جاده ی زندگی
یک نفر عاشق است
و
آن یک معشوق.
عاشقی وقتی به ثمر می نشیند
که عشق به
معشوق سرایت کند
آنگاه در بین آن دو
جریان سیال عشق
مایه ی حیات است.
معشوقِ بی عشق
شوره زاری ست که
بذر گل نشاندن
در آن
کاری عبس است
چرا که خورشیدش
جز سوزاندان
بادش
جز پراکندن
خاکش
جز رمل چیزی نیست