دیروز برای بار دومیادمرفت وبلاگم رو بنویسم. حالا که دارمنگاه می کنم، هیچ توجیهی حتی فراموش کردن نمی تونه مجوزی برای خارج شدن از تعهد به من بده. خیلی از اوقات ما با توجیه واستدلالهای به ظاهر منطقی خودمون برای ماله کشیدن روی یکاشتباه یا خطا مونبه میخواهیم ثابتکنیم کهحق با ماست. ولی در همین نوشتن چند خطی هم هیچ دلیل و توجیهی به حقانیت منکمک نمیکنه. الان که به دیروزم بر می گردم می بینم ، که دو سه بار به نوشتن آگاه شدم ولی چون در همان لحظه اقدامنکردم.، جریان از دستم خارج شد . در چنین موقعیتی همیشه این بیت از مولانا به یادم میا د که می گه
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
اواقعیت مسلم همین است. کاش یاد بگیریم به دنبال دلیل آوردنهای گاه وبیگاه نریم و تا نسبت به موضوعی آگاه شدیم ، برای اصلاح کارمون بایستیم.
استادی دارم که می گفت وقتی متوجه شدید شیری رو ریختید خودتون برای پاککردن آن بایستید. من از اینکلام در جاهای مختلف در روابط و مسئولیتهایی که اشتباه خودم را می بینم، بهره می برم و فرصت اصلاح را از خودم، نمیگیرم. یعنی به سرعت اقدام به اصلاح اشتباه خودم می کنم. در واقع مسئولیت آن اشتباه را صد درصد می پذیرم و به جای هر استدلالی، از خودم می پرسم:"حالا چی؟" الان می تونم چه کاری بکنم؟ سپس دست به عمل می زنم.