گاهی از خودمان بپرسیم. نگاه منبه فرصت چگونه است؟
بعضی از ما می نشینیم و کاسه چه کنم به دست میگیریم که نمیشود ونیست و نباید.
این شکل بودن در زندگی، از ما فقط یک انسان غر غرو، شاکی و بی انرژی میسازد که از تمام لحظات زندگی فقط ناکامی هایش را جدا می کنیم. تا بهانه ای برای دست به عمل نزدن داشته باشیم.
وقتی شرایط، هر چه هست و من در هر موقعیتی که هستم. می ایستمو یک توانایی در خودم را رشد میدهم و از آن در جهت بهبود کیفیت حال خودم ودر نتیجه ارتقا کیفیت زندگیم بهره می برم. انسانی میشوم، که فرصت را خلق میکنم. و نمی گذارم شرایط چنان بر من مسلط بشود که از پا بیفتم.
گامهای اولی که برای خلق یک فرصت برمیداریم، گامهای سختی است. اما همین که اولین فرصت را خلق می کنیم . چنان حال خوب را تجربه میکنیم کهگامبعدی را با سرعت و نیروی بیشتری برمیداریم.
در این موقعیت است که ذهن ما از ناهشیاری بیرون می آید و مانند یک عقاب فرصتها را با تیز بینی شکار میکند.
وقتی خودمان را در چنین موقعیتی قرار بدهیم. مانند آبی میشویم که در دمای زیر صفر هم منجمد نمی شود و به راه خود ادامه می دهد.
نگاهمان به فرصت که تغییر کند. ما در زندگی پویا وخلاق میشویم و حال خوب بیشتری را تجربه میکنیم.