سه روزه که صبح شروع می کنمبه نوشتن وبلاگم. اما نمی تونم، موضوعم رو بپرورونم. همین باعث شد که کلا امروز از قید نوشتن مطلب مورد نظرم بگذرم و ناتوانی خودمرو به اشتراکبگذارم.
الان هم تا جمله رو با "ما" شروع میکنم حس میکنم دارم همه انسانها رو تعریف میکنم و یاد کلام مربی بی نظیرم "کامبیز یگانگی" می افتم که، تا به جای "من" در بیان دیدگاهمون از "ما" استفاده میکردیم می گفت: "لطفا از جانب بشریت حرف نزن."
چقدر پیش میاد که ما آنقدر خودمان را کامل می بینیم که یکنظر و ایده ای رو که داریم فکر میکنیم با کل آدمها در آن همفکر و هم رای هستیم؟ در صورتی که چنین نیست.
بیشتر اوقات وقتی حضور در کلامم داشته باشم از جمع بستن خود داری می کنم. توجه به اینکه این نظر من هست، ارزش زیادی برام داره. چند تا از ارزشهای این نوع صحبت کردن برای من این است که:
۱_به من یاد آوری میشه این فقط تو هستی که چنین برداشتی رو داری، نه همه ادمها.
۲_ من رو با آنچه در درونم می گذره مواجه می کنه.
۳_ قطعیت بخشی و حس اینکه بی نقص هست و غیر قابل تغییر رو ازم می گیره. ۴_ دقت وتوجهم رو به نظری که می خوام بدم بالا می بره .
۵_ به مننشون میده که وقتی از "ما" استفاده میکنم در واقع به دنبال تایید دیگران هستم