اگر اشرف مخلوقات انگاشتن خود باعث میشود که مجوز هر رفتاری با همنوع خود و زمین و آسمان را به خودمان بدهیم . بهتراست از اینتوهم به در آییم و ببینیم که چگونه باعث نابودی همه چیز وحتی خود هستیم. دیروز مطلبی را خواندم که متحیر ماندم!
داستان از این قرار بود که مردم روستایی در پاکستان متوجه شدند که هر شب پلنگی به ده می آید و صبح به بیشه برمیگردد. محیطبانان را خبر کردند. آنها دوربینی کار گذاشتند. آنچه دیدند، شگفت انگیز بود. هر شب پلنگی به ده می آمد و وارد مزرعه میشد و نزد گاو ماده ای می رفت و در کنار او می خوابید. صبح بی هیچ آسیبی به حیوانات مزرعه به خانه اش باز می گشت. طی تحقیق از صاحب گاو متوجه شدند. یکی دو سال قبل بچه پلنگی که مادرش را از دست داده بود، به مزرعه آورده بودند و اینگاو به او شیر داده بود. پلنگی که توانایی دریدن همه حیوانات مزرعه را داشت. با فروتنی و قدرشناسی در زمان قدرت با گاو و بقیه ی حیوانات مزرعه رفتار میکرد. حالا در جامعه ما کسانی که در نهایت ضعف و ناتوانی با حمایت اینمردم به قدرت رسیدند. از لحظه ی حاکمیتشان هر روز به نامی گروهی را کشته اند و امروز تاسف بار است که نو جوانان و جوانان و حتی کودکان دبستانی را مورد ضرب وشتم قرار می دهند و با ایجاد ترس و وحشت می خواهند بر مسند بمانند.
به نظر منکه آن پلنگ شریفتر از چنین انسانی است.
شما چطور فکر می کنید؟