این روزها که مرگ ، زندگی ما را زیر یوغ خود برده است. با لمس مرگ به استقبال زندگی می رویم.
ما که بین دو نیستی، دو مرگ فقط چند دهه قرار بود زندگی کنیم.
حالا باید ققنوس وار هر روز از خاکستر خود برخیزیم.
در نهایت بالندگی به آتش سپرده شویم.
سوختن خود ودیگری را به نظاره بنشینیم. سپس اشکهای شورمان در ترکیب با خاکستر، گل وجودمان را شوریده میکند و با شورش بر علیه دزدان زندگی به پرواز در می آییم.
هر بار از خاکستر هر ققنوس، ققنوسانی متولد میشوند. که شوریده تر ققنوسان قبلی اند.
شنیده بودیم مرگ از تعداد کممیکند. این روزها میبینیم که مرگ بر تعداد می افزاید.